بسم الله الرحمن الرحیم
حج
درس گفتارهایی از: مسعود بسیطی
درس هفتم: حَجَرُالاسود، شاهد عهد و میثاق
حَجَر فرشته ای آسمانی بود که با ماموریتی بزرگ بر زمین نازل شد. او شاهد عهد و میثاق خدا با بندگانش در باره عبودیت خدا و پیمان ما با خدا در باره نصرت و یاری پیام آور نور و اهل بیت در صحرای مشعر بود. به امر خداوند حکیم، لحظه به لحظه ماجرای وقوف آدم در مشعر و خروج فرزندانش از صلبش و تکلم خدا با همه فرزندان آدم، و عهد و میثاق ما با خدا در اطاعت و ولایت اهل بیت و نصرت ایشان، (عالم ذر) به صورت فیلم، عکس و صدای تک تک ما در این واقعه، در حجرالاسود ثبت و ضبط شد. آنگاه به امر خدا آن فرشته، به شکل سنگی در رکن کعبه قرار گرفت تا ما با لمس یا اشاره به آن در طواف، با خدا و عهدی که با او بستیم تجدید پیمان کنیم.[1]
فلسفه تاکید بر استلام حجرالاسود نیز چنین است:
خدایا! آمدهام تجدید عهد و پیمان کنم با تو، درباره قبول ولایت و نصرت حبیبت محمد مصطفی و اهل بیتش تا آخرین روز حیاتم.
پس بعد از طواف نزد حَجرالاسود برو، هم حَجَر و هم رُکن حَجر را ببوس و استلام کن و اگر امکان نداشت با دست راست به حجر اشاره کن و تجدید عهد نما و چنین بگو:
اِلهی اَمانَتی اَدّیتُها وَ میثاقی تَعاهَدتُه لِتَشهَدَ لِی بِالمُعافاه... خدایا شاهد باش که امانت تو را ادا کردم و بر میثاقی که با تو – در یاری اهل بیت- بستم پایبندم تا در قیامت حجرالاسود بر وفای عهدم شهادت دهد.
پس ای حاجی! بیا و با خدای خود بیعت کن و به نشانه این کار حجرالاسود، سنگ مقدس آسمانی را لمس کن و ببوس. دست در دست خدا بگذار که فرموده اند: هو یمین الله فی الارض یصافح بها خلقه.[2]
حجرالاسود دست خداست در زمین که با آن با مخلوقاتش مصافحه و تجدید عهد میکنند.
پیوسته متذکر باشیم که با چه کسی عهد بستیم! تا در تمام لحظات زندگی در خدمت این انوار مقدس باشیم، مانند پروانه دورشان بگردیم و طوافشان کنیم؛ به ایشان متمسک باشیم و پیوسته با قلب و دست و زبان یاریشان کنیم.
عهد بستیم که تمام زندگیمان وقف این انوار باشد. فهمیدیم که برای یاری و خدمت به ایشان خلق شدیم.
خداوندا! نصرت قلبی، زبانی و عملی این خاندان را روزی ما و فرندانمان کن.[3]
استلام حَجَر و تجدید عهد با اهل بیت
روح تمام فرازهای حج اعم از احکام و اعمال، تجدید عهد و میثاقی است که مردم با خداوند متعال در مورد قبول ولایت و نصرت و یاری اهل بیت داشتهاند. لذا حجّ به معنای قصد خدا و امام است. متاسفانه قرن هاست که محصول قطع شدن رابطه مردم با حجت زنده خدا، چنین شده که حاجیان، هدف، معنا و مفهوم از گذاردن حج را نمیدانند و تنها اعمالی ظاهری بدون کمترین معرفت از اسرار و آثار آن را به جا میآورند. بالطبع آثار وضعی حج بر چنین حاجیانی بسیار سطحی خواهد بود.
استلام حجرالاسود در حقیقت یاد آوری عالم ذر و بیعت مجدد ما با خداست در باره: اعتقاد عملی به توحید، ولایت و نصرت اهل بیت در دوران حیاتمان.[4]
به عنوان یک مسلمان وقتی برای آغاز فریضه حج قصد و نیت میکنیم و مُحرِم میشویم، باید متذکر به این نکته باشیم که، خدایا! من عمری از عهد، میثاق و پیمانی که – در نصرت امام حاضرم_ با من بسته بودی غافل بودم!
در واقع متاسفانه باید اقرار کنیم که ما در بیشتر اوقات زندگی در پی آن بیست و چهار موردی هستیم که در ایام حج و محرم بودن بر ما حرام شدهاند. اما خدای من رب من خالق من؛ اینک قصد تو کردم، تا بیعتی مجدد کنم که بر آن عهدی که بستم، هستم.
با ما همراه باشید تا در درس بعد به بررسی مهم ترین شرط پذیرش حج و تمام عبادات در طول حیاتمان بپردازیم.

[1]بحارالانوار، ج 99، ص 216.
[2]المهجه البیضاء، ج 2، ص 223.
[3]بحارالانوار، ج 99، ص217 و 224.
[4]همان، ص 48.
![]() | امروز: | 1794 |
![]() | این هفته: | 15958 |
![]() | در مجموع: | 9242129 |